تبليغاتX
زندگی
خانه | آرشیو | پست الکترونیک
اعجوبه زشت ایرانی
برای دیدن اعجوبه زشت ایرانی بر روی  اد امه

 

 

مطلب کلیک کنید


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط شهرام در پنجشنبه سوم بهمن 1387 و ساعت 22:30 | 
قصه شب

Careful, honey, it’d loaded,” he said. Re-entering the bedroom.
Her back rested against the headboard
.
This for your wife
?”
No. too chancy. I’m hiring a professional

How about me
?”
He smirked. “Cute. But who ‘d be dumb enough to hire a lady hit man
?”
She wet her lips, sighting along the barrel
.
Your wife.” (Jeffrey Whitmore)

 
مرد موقع بازگشت به اتاق خواب گفت :« مواظب باش عزیزم، اسلحه پر است. »
زن که به پشتی تخت تکیه داده بود گفت: «این را برای زنت گرفته ای؟ »
« نه، خیلی خطرناک است، می خواهم یک حرفه ای استخدام کنم. »
« من چطور م؟ »
مرد پوزخندی زد: « بامزه است، اما کدام احمقی برای آدم کشتن یک زن استخدام می کند؟ »
زن لب هایش را مرطوب کرد، لوله اسلحه را به طرف مرد گرفت.
« زن تو. »
( جفری وایت مور )

|+| نوشته شده توسط شهرام در پنجشنبه سوم بهمن 1387 و ساعت 22:10 | 
تفاوت من و رییسم

 

 

وقتی من یك كاری را دیر تمام می‌كنم، من كند هستم.
وقتی رئیسم كار را طول دهد، او دقیق و كامل است
.

وقتی من كاری را انجام ندهم، من تنبل هستم
.
وقتی رئیسم كاری را انجام ندهد، او مشغول است
.

وقتی كاری را بدون اینكه از من خواسته شود انجام دهم، من قصد دارم خودم را زرنگ جلوه دهم
.
وقتی رئیسم این كار را كند، او ابتكار عمل به خرج داده است
.

وقتی من سعی در جلب رضایت رئیسم داشته باشم، من چاپلوسم
.
وقتی رئیسم، رئیسش را راضی نگاه دارد، او همكاری می‌كند
.

وقتی من اشتباهی كنم، من نادان هستم
.
وقتی رئیسم اشتباه كند، او مانند دیگران یك انسان است
.

وقتی من در محل كارم نباشم، من در گشت‌زدن هستم
.
وقتی رئیسم در دفترش نباشد، او مشغول انجام امور سازمان است
.

وقتی یك روز مرخصی استعلاجی داشته باشم، من همیشه مریض هستم
.
وقتی رئیسم در مرخصی استعلاجی باشد، او حتماً خیلی بیمار است
.

وقتی من مرخصی بخواهم، باید یك جلسه دلیل و توجیه بیاورم
.
وقتی رئیسم به مرخصی برود، باید می‌رفت چون خیلی كار كرده است
.

وقتی من كار خوبی انجام می‌دهم، رئیسم هرگز به خاطر نمی‌آورد
.
وقتی من كار اشتباهی انجام دهم، رئیسم هرگز فراموش نمی‌كند.

|+| نوشته شده توسط شهرام در پنجشنبه سوم بهمن 1387 و ساعت 22:8 | 
عشق واقعی

Why do you like me..? Why do you love me?
I can't tell the reason... but I really like you
You can't even tell me the reason... how can you say you like me?
How can you say you love me?

يك بار دختري حين صحبت با پسري كه عاشقش بود، ازش پرسيد:
چرا دوستم داري؟ واسه چي عاشقمي؟
دليلشو نمي دونم... اما واقعا
ً
دوستت دارم.
تو هيچ دليلي رو نمي توني عنوان كني... پس چطور دوستم داري؟
چطور مي توني بگي عاشقمي؟

I really don't know the reason, but I can prove that I love U
Proof ? No! I want you to tell me the reason
Ok..ok!!! Erm... because you are beautiful,
because your voice is sweet,
because you are caring,
because you are loving,
because you are thoughtful,
because of your smile,

من جداً دليلشو نمي دونم، اما مي تونم بهت ثابت كنم.
ثابت كني؟ نه! من مي خوام دليلتو بگي.
باشه.. باشه!!! مي گم... چون تو خوشگلي،
صدات گرم و خواستنيه،
هميشه بهم اهميت ميدي،
دوست داشتني هستي،
با ملاحظه هستي،
بخاطر لبخندت!

The Girl felt very satisfied with the lover's answer
Unfortunately, a few days later, the Lady met with an accident and went in coma
The Guy then placed a letter by her side
Darling, Because of your sweet voice that I love you, Now can you talk?
No! Therefore I cannot love you
Because of your care and concern that I like you Now that you cannot show them, therefore I cannot love you
Because of your smile, because of your movements that I love you
Now can you smile? Now can you move? No , therefore I cannot love you

دختر از جواب هاي اون خيلي راضي و قانع شد.
متاسفانه، چند روز بعد، اون دختر تصادف وحشتناكي كرد و به حالت كما رفت.
پسر نامه اي رو كنارش گذاشت با اين مضمون
عزيزم، گفتم بخاطر صداي گرمت عاشقتم اما حالا كه نمي توني حرف بزني، مي توني؟
نه! پس ديگه نمي تونم عاشقت بمونم.
گفتم بخاطر اهميت دادن ها و مراقبت كردن هات دوستت دارم اما حالا كه نمي توني برام اونجوري باشي، پس منم نمي تونم دوستت داشته باشم.
گفتم واسه لبخندات، براي حركاتت عاشقتم،
اما حالا نه مي توني بخندي نه حركت كني پس منم نمي تونم عاشقت باشم.

If love needs a reason, like now, There is no reason for me to love you anymore
Does love need a reason?
NO! Therefore!!
I Still LOVE YOU...
True love never dies for it is lust that fades away
Love bonds for a lifetime but lust just pushes away

اگه عشق هميشه يه دليل ميخواد مثل همين الان، پس ديگه براي من دليلي واسه عاشق تو بودن وجود نداره!!!
عشق دليل مي خواد؟
نه! معلومه كه نه!!
پس من هنوز هم عاشقتم.
عشق واقعي هيچ وقت نمي ميره.
اين هوسه كه كمتر و كمتر ميشه و از بين ميره.

Immature love says: "I love you because I need you"
Mature love says "I need you because I love you"
"Fate Determines Who Comes Into Our Lives, But Heart Determines Who Stays"

"عشق خام و ناقص ميگه: "من دوست دارم چون بهت نياز دارم."
"ولي عشق كامل و پخته ميگه: "بهت نياز دارم چون دوستت دارم."
"سرنوشت تعيين ميكنه كه چه شخصي تو زندگيت وارد بشه، اما قلب حكم مي كنه كه چه شخصي در قلبت بمونه"

|+| نوشته شده توسط شهرام در پنجشنبه سوم بهمن 1387 و ساعت 21:56 | 
عکسهای خیلی خوشکل و قشنگ از حیوانات

برای دیدن باقی عکسها بر روی ادامه مطلب کلیک کنید

به دیدنش می ارزه


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط شهرام در جمعه بیست و هفتم دی 1387 و ساعت 10:21 | 
سخن امروز
۱ -اگر داشتن چيزهايى را شرط لازم براى نيك بختى بدانيد و بگوييد اگر

فلان چيز را داشته باشم خوشبخت تر خواهم شد، دليل بر اينست كه زير

كنترل عوامل بيرونى و كمبودها هستيد.

۲ - ليست همه نعماتى را كه به واسطه آن ها شكر گذاريد، گسترش

دهيد: مانند دوستان، خويشاوندان، لباس،‌ غذا و پولى كه داريد و هر آنچه را

كه در تملك شماست.

|+| نوشته شده توسط شهرام در یکشنبه هشتم دی 1387 و ساعت 20:44 | 
دوستی این داستان قشنگ رو برام

 

ایمیل کرده . اگر می خواهید داستان را

 

بخونید بر روی ادامه مطلب

 

کلیک کنید


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط شهرام در یکشنبه هشتم دی 1387 و ساعت 20:40 | 
"مراحل عشق از ديد دانشمندان"
برای خواندن مراحل عشق از دید

 

دانشمندان بر روی ادامه مطلب کلیک

 

کنید


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط شهرام در شنبه هفتم دی 1387 و ساعت 19:52 | 
"طالع بينى ازدواج ماه ها با هم"
برای مشاهده طالع بینی ازدواج ماه

 

ها با هم برروی ادامه مطلب کلیک

 

کنید


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط شهرام در شنبه هفتم دی 1387 و ساعت 19:48 | 
سخن امروز :

 مهر ورزيدن، پادزهر واقعى ترس و شك است.

|+| نوشته شده توسط شهرام در شنبه هفتم دی 1387 و ساعت 19:44 | 
اس ام اس های سر کاری
برای خواندن اس . ام . اس . های

 

 

سرکاری بر روی ادامه مطلب کلیک

 

کنید


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط شهرام در جمعه ششم دی 1387 و ساعت 20:8 | 
فال روزانه - آدينه ششم -دى ماه 1387
برای دیدن فال روزانه

 

 

خود  بر روی ادامه مطلب

 

 

کلیک کنید


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط شهرام در جمعه ششم دی 1387 و ساعت 19:53 | 
سخن امروز :

۱با ارزش نهادن به خود مى توانيد شكوه و عظمت نفس و هستى خود را

غنيمت شماريد.

۲- يادآورى مدام اين نكته به ديگران كه چه قدر خوب كار مى كنند و چه قدر

قبولشان داريد، به آن ها قدرت عمل بدهيد.

|+| نوشته شده توسط شهرام در جمعه ششم دی 1387 و ساعت 19:32 | 
عکسهایی زیبا از آبشارهای دنیا (1)
برای دیدن همه عکسها بر روی ادامه مطلب کلیک کنید
ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط شهرام در یکشنبه یکم دی 1387 و ساعت 19:14 | 
صد گلبرگ شوق 3

 

نمی دانم چرا ما انسانها عادت داریم آبی وسیع آسمان را رها کنیم و جذب آبی کوچک چشمانی شویم که عمق ندارند ، یا این که می دانیم روزی بسته خواهند شد .

یک ستاره پنج انتها دارد ، یک مربع چهار انتها ، یک مثلث سه انتها ، امیدوارم دوستی ما آدمها همانند دایره باشه که هیچ انتهایی ندارد.

|+| نوشته شده توسط شهرام در یکشنبه یکم دی 1387 و ساعت 18:40 | 
در سرزمین عشق

دیری نمی پاید واقعیتها به رویا می پیوندد

و روزی تو نیز به رویا سپرده خواهی شد

پس ، از تابش آفتاب ، بارش برف و ریزش باران  لذت ببر

مگذار لحظه های نامهربان ، نا امیدت کنند

بگذار باران ، موهایت را شانه کند

بگذار چشمانت اشکبار شوند

بگذار عشق در خانه قلبت را بزند

بگذار رهگذران از کنار تو بگذرند

واقعیت زندگی دوست داشتن است

نگذار دوست داشتن در تو رویا شود  
|+| نوشته شده توسط شهرام در یکشنبه یکم دی 1387 و ساعت 18:37 | 
"قدمت، آداب و رسوم، سخن بزرگان در مورد جشن شب چله"

"تاريخچه جشن يلدا"

جشن شب يلدا، جشن بزرگداشت علم است. جشن شب چله، جشن بزرگداشت علم در دوران باستان است. نياكان ما، در 7000 سال پيش، به گاه‌شماري خورشيدي دست پيدا كردند و با تفكر و تامل دريافتند كه اولين شب زمستان بلندترين شب سال است .هزاران سال است كه جشن شب چله در خانه ايرانيان برگزار مي‌شود. اين جشن حتي در زمان حمله مغول و تركان بي‌تمدن هم برگزار مي‌شد .استمرار و ادامه برگزاري اين جشن و جشن‌هاي امثال آن نشانه پيوند ناگسستني ايرانيان امروز با فرهنگ نياكانشان است.
نياكان ما هزاران سال پيش دريافتند كه گاه‌شماري بر پايه ماه نمي‌تواند گاه‌شماري درستي باشد. پس به تحقيق درباره حركت خورشيد پرداختند و گاه‌شماري خود را بر پايه آن گذاشتند. آن ها حركت خورشيد را در برج‌هاي آسمان اندازه‌گيري كردند و براي هر برجي نام خاصي گذاشتند. آن ها دريافتند هنگامي كه برآمدن خورشيد با برآمدن برج بره در يك زمان باشد، اول بهار است و روز و شب با هم برابر است. آن ها مانند ما مي‌توانستند در شب 6 برج را ببينند. آن ها دريافتند كه اول پاييز و بهار روز و شب برابر و در اول تابستان روز بلندتر از شب است. آن ها گاه‌شماري خود را بر اساس چهل روز، چهل روز تقسيم كردند. در فرهنگ ايرانيان و نياكان ما عدد چهل مانند عدد شش و دوازده قداست خاصي دارد. واژه‌هاي «چله نشستن»، «چل چلي» و در طبرستان واژه‌هاي «پيرا چله،‌ گرما چله» نشانه اهميت اين عدد در ميان فرهنگ ايراني است. گاه‌شماري ايرانيان تا زمان دانشمند بزرگ خيام ادامه داشت. وزراء ايراني خلافت عباسي هر پيشنهادي را كه براي اصلاح تقويم نياكانشان مطرح مي‌كردند از طرف پادشاهان عباسي رد مي‌شد. آن ها مي‌گفتند اگر تقويم شما اصلاح شود باز به آيين و فرهنگ پيشين خود بازمي‌گرديد. اما در زمان خيام شرايط تغيير كرد. او در سن 28 سالگي هنگامي كه وارد دربار شاه خوارزم مي‌شد، شاه از جاي خود بلند مي‌شد و او را كنار خود مي‌نشاند. احترامي كه پادشاهان به خيام مي‌گذاشتند باعث شد دست او در اصلاح گاه‌شماري ايرانيان باز شود. با اصلاح گاه‌شماري بار ديگر فرهنگ و آيين ايراني زنده شد.
كريسمس همان شب چله است. شب يلدا، درازترين شب سال و يكي از بزرگ ترين جشن هاي ايرانيان است. ايرانيان همواره شيفته شادي و جشن بوده اند و اين جشن ها را با روشنايي و نور مي آراستند. آن ها خورشيد را نماد نيكي مي دانستند و در جشن هايشان آن را ستايش مي كردند. در درازترين و تيره ترين شب سال، ستايش خورشيد نماد ديگري مي یابد. مردمان سرزمين ايران با بيدار ماندن، طلوع خورشيد و سپيده دم را انتظار مي كشند تا خود شاهد دميدن خورشيد باشند و آن را ستايش كنند. خوردن خوراكي ها و مراسم ديگر در اين شب بهانه اي است براي بيدار ماندن يكي از دلايل گرفتن جشن در اين شب زاده شدن ايزدمهر است.

مهر به معناي خورشيد و يكي از بغان ايراني و هندي است و تاريخ پرستش به سال ها پيش از زرتشت مي رسد. پس از ظهور زرتشت، اين پيامبر ايراني، خداي بزرگ را اهوارمزدا معرفي كرد. ايزدان و بغان را به دو دسته اهورايي و ديواني تقسيم كرد. يكي از ايزدان اهواريي مهر ايراني و هني بود. مهر ايزدي نيك است و قسمتي از اوستا به نام او، نام گذاري شده است. در مهريشت اوستا آمده است: «مهر از آسمان با هزاران چشم بر ايراني مي نگرد تا دروغي نگويد.
ايزد مهر در يكي از شهرهاي خاوري ايران از دوشيزه اي به نام ناهيد زاده شد. پس از مدت اندكي كشور به كيش مهرپرستي گرويد. مهرپرستي از مرزهاي ايران فراتر و به رم رفت. پادشاهان رم به آن گرويدند و دين رسمي رم شد. «يوليانوس» يا «ژوليان» يكي از پادشاهان رومي گروه گروه مردم ترسا را به دين مهر مي كشاند و دعوت مي كرد. هنوز هم نيايش هاي اين شاه رومي با مهر برجاست. «اي پدر در آسمان نيايش مرا بشنو» «يوليانوس» در اين نيايش خدا را پدر مي نامد. اين اسمي بود كه ترسايان به تقليد از مهرپرستان بر خداي خود گذاشتند. روميان سال هاي بسيار تولد مهر و شب چله را جشن مي گرفتند و آن را آغاز سال مي دانستند. حتي پس از گسترش دين مسيحيت، باز كشيشان نتوانستند از گرفتن اين جشن ها جلوگيري كنند و به ناچار مجبور شدند به دروغ اين شب را زادروز تولد عيسي معرفي كنند تا روز 25 دسامبر را به بهانه تولد عيسي جشن بگيرند نه تولد ايزدمهر،‌ هنگامي كه به آيين و مراسم مسيحيان در كريسمس نگاه مي كنيم بسياري از نشانه هاي ايراني اين مراسم را در مي يابيم. ايرانيان قديم در شب چله درخت سروي را با دو رشته نوار نقره اي و طلايي مي آراستند. بعدها مسيحيان درخت كاج را به تقليد از مهرپرستان و ايرانيان تزيين كردند. مهر از دوشيزه با كره اي به نام آناهيتا در درون غاري زاده شد كه بعدها مسيحيان عيسي را جايگزين مهر و مريم را جايگزين آناهيتا قرار دادند. يكي ديگر از وام گيري هاي مسيحيان از مهرپرستان، روز مقدس مسيحي يعني يكشنبه است.
Sunday
به معني روز خورشيد يا مهر است كه روز مقدس مهرپرستان بود.

یلدای ایرانی، شبی که خورشید از نو زاده می شود. یلدا در افسانه ها و اسطوره های ایرانی حدیث میلاد عشق است که هر سال در خرم روز مکرر می شود .ماه دلداده مهر است و این هر دو سر بر کار خود دارند که زمان کار ماه شب است و مهر روزها بر می آید. ماه بر آن است که سحرگاه، راه بر مهر ببندد و با او در آمیزد، اما همیشه در خواب می ماند و روز فرا می رسد که ماه را در آن راهی نیست. سرانجام ماه تدبیری می اندیشد و ستاره ای را اجیر می کند، ستاره ای که اگر به آسمان نگاه کنی همیشه کنار ماه قرار دارد و عاقبت نیمه شبی ستاره، ماه را بیدار می کند و خبر نزدیک شدن خورشید را به او می دهد. ماه به استقبال مهر می رود و راز دل می گوید و دلبری می کند و مهر را از رفتن باز می دارد. در چنین زمانی است که خورشید و ماه کار خود را فراموش می کنند و عاشقی پیشه می کنند و مهر دیر بر می آید و این شب، یلدا  نام می گیرد. از آن زمان هر سال مهر و ماه تنها یک شب به دیدار یکدیگر می رسند و هر سال را فقط یک شب بلند و سیاه و طولانی است که همانا شب یلداست.
در زمان ابوریحان بیرونی به دی ماه، «خور ماه» (خورشید ماه) نیز می گفتند که نخستین روز آن خرم روز نام داشت و ماهی بود که آیین های بسیاری در آن برگزار می شد. از آن جا که خرم روز، نخستین روز دی ماه، بلندترین شب سال را پشت سر دارد پیوند آن با خورشید معنایی ژرف می یابد. از پس بلندترین شب سال که یلدا نامیده می شود خورشید از نو زاده می شود و طبیعت دوباره آهنگ زندگی ساز می کند و خرمی جهان را فرا می گیرد.

"تنوع برگزاری یلدا"

یکی از آیین های شب یلدا در ایران، تفال با دیوان حافظ است. مردم دیوان اشعار لسان الغیب را با نیت بهروزی و شادکامی می گشایند و فال دل خویش را از او طلب می کنند. در برخی دیگر از نقاط ایران نیز شاهنامه خوانی رواج دارد. نقل خاطرات و قصه گویی پدر بزرگ ها و مادر بزرگ ها نیز یکی از مواردی است که یلدا را برای خانواده ایرانی دلپذیرتر می کند. اما همه این ها ترفندهایی است تا خانواده ها گرد یکدیگر جمع شوند و بلندترین شب سال را با شادی و صفا سحر کنند.
در سراسر ایران زمین، جایی را نمی یابید که خوردن هندوانه در شب یلدا جزو آداب و رسوم آن نباشد. در نقاط مختلف ایران، انواع تنقلات و خوراکی ها به تبع محیط و سبک زندگی مردم منطقه مصرف می شود اما هندوانه میوه ای است که هیچ گاه از قلم نمی افتد، زیرا عده زیادی اعتقاد دارند که اگر مقداری هندوانه در شب چله بخورند در سراسر چله بزرگ و کوچک یعنی زمستانی که در پیش دارند سرما و بیماری بر آنها غلبه نخواهد کرد
.
مردم
شیراز در شب یلدا به شب زنده داری می پردازند و بعضی نیز بسیاری از دوستان و بستگان خود را دعوت می کنند. آن ها در این شب سفره ای می گسترانند که بی شباهت به سفره هفت سین نوروز نیست و در آن آینه را جای می دهند. انواع و اقسام آجیل و تنقلاتی چون نخودچی، کشمش، حلوا شکری، رنگینک و خرما و میوه هایی چون انار و بخصوص هندوانه خوراکی های این شب را تشکیل می دهند.
در
آذربایجان مردم هندوانه چله (چیله قارپوزی) می خورند و باور دارند که با خوردن هندوانه لرز و سوز و سرما به تن آن ها تاثیری ندارد.
در
اردبیل رسم است که مردم، چله بزرگ را قسم می دهند که زیاد سخت نگیرد و معمولا گندم برشته (قورقا) و هندوانه و سبزه و مغز گردو و نخودچی و کشمش می خورند.
در
گیلان هندوانه را حتما فراهم می کنند و معتقدند که هر کس در شب چله هندوانه بخورد در تابستان احساس تشنگی نمی کند و در زمستان سرما را حس نخواهد کرد. آوکونوس یکی دیگر از میوه هایی است که در این منطقه در شب یلدا رواج دارد و به روش خاصی تهیه می شود. در فصل پاییز، ازگیل خام را در خمره می ریزند، خمره را پر از آب می کنند و کمی نمک هم به آن می افزایند و در خمره را می بندند و در گوشه ای خارج از هوای گرم اطاق می گذارند. ازگیل سفت و خام، پس از مدتی پخته و آبدار و خوشمزه می شود. آوکونوس ازگیل در اغلب خانه های گیلان تا بهار آینده یافت می شود و هر وقت هوس کنند ازگیل تر و تازه و پخته و رسیده و خوشمزه را از خمره بیرون می آورند و آن را با گلپر و نمک در سینه کش آفتاب می خورند.
مردم
کرمان تا سحر انتظار می کشند تا از قارون افسانه ای استقبال کنند. قارون در لباس هیزم شکن برای خانواده های فقیر تکه های چوب می آورد. این چوب ها به طلا تبدیل می شوند و برای آن خانواده، ثروت و برکت به همراه می آورند.
«
جمشید کیومرثی» مردم شناس زرتشتی درباره یلدا می گوید: نزد ایرانیان، زمستان به دو چله کوچک و بزرگ تقسیم می شود. چله بزرگ از اول دی ماه تا 10 بهمن ماه را در بر می گیرد و از 10 بهمن به بعد را چله کوچک می گویند. یلدا، شب نخست چله بزرگ است .بنا به روایت او
زرتشتیان در این شب جشن می گیرند و فدیه می دهند. فدیه، سفره ای است که در هر خانه گسترده می شود و در آن خوراکی های مرسوم شب یلدا چیده می شود. زرتشتیان در این شب دعایی به نام «نی ید» را می خوانند که دعای شکرانه نعمت است. خوراکی هایی که در این جشن مورد استفاده قرار می گیرند، گوشت و 7 میوه خشک شده خام (لورک) را شامل می شوند.
آشوریان ایران نیز در جشن یلدا با سایر اقوام ایرانی شریک هستند. «آلبرت کوچویی» رئیس سابق انجمن آشوریان تهران ضمن تایید این نکته می گوید: ما معتقدیم یلدا، سنت دیرینه آشوری است. یلدا یعنی تولد و آشوری ها معتقدند به دلیل نزدیکی عید میلاد مسیح و شب یلدا، آشوری ها بعد از مسیحیت، یلدا را به عنوان شب تولد مسیح جشن می گرفتند ولی بعدها به علت تغییراتی که در گاهشماری ها پیش آمد و سال های کبیسه را هم محسوب کردند، این تاریخ تغییر کرد و شب یلدا سه روز عقب تر آمد و ما این سال ها در 4 دی ماه میلاد مسیح را جشن می گیریم .وی در ادامه می افزاید: آشوریان نیز در شب یلدا آجیل مشکل گشا می خرند و تا پاسی از شب را به شب نشینی و بگو بخند می گذرانند و در خانواده های تحصیل کرده آشوری تفال با دیوان حافظ نیز رواج دارد.
یلدا که جشنی ایرانی است در کشور
روسیه همسایه شمالی ما نیز رواج دارد. دکتر «داریوش کیانی هفت لنگ» چنین روایت می کند: این جشن در روسیه نیز از دیر باز، از روزگاری که هنوز مسیحیت به آن جا راه نیافته بود، به مدت 12 روز پر سرور و پر آئین با آداب ویژه ای برگزار می شده است و گویا هنوز هم در میان دهقانان و روستايیان معمول است. در روسیه جشن یلدا، عید سالانه دهقانان و روستايیان بود. پختن نان شیرینی محلی به صورت موجودات زنده، بازی های محلی گوناگون، کشت و بذر پاشی به صورت تمثیلی و باز سازی مراسم کشت، پوشانیدن سطح کلبه با چربی، گذاشتن پوستین روی هره پنجره ها، آویختن پشم از سقف، پاشیدن گندم به محوطه حیاط، ترانه خوانی و رقص و آواز و مهم تر از همه قربانی کردن جانوران از آیین های ویژه این جشن بوده و هست....یکی دیگر از آیین های شب های جشن، فالگیری بود و پیشگویی رویدادهای احتمالی سال آینده. همین آیین ها در روستاهای ایران نیز کم و بیش به چشم می خورند که نشان از همانندی جشن یلدا در ایران و روسیه دارند. 

اين جشن در ماه پارسي «دي» قرار دارد که نام آفريننده در زمان قبل از زرتشتيان بوده است که بعدها او به نام آفريننده نور معروف شد، همان که در زبان انگليسي "day"خوانده مي شود. يلدا و جشن هاي مربوطه که در اين شب برگزار مي شود، يک سنت باستاني است. يلدا يک جشن آريايي است و پيروان ميتراييسم آن را از هزاران سال پيش در ايران برگزار مي کرده اند. يلدا روز تولد ميترا يا مهر است. اين جشن به اندازه زماني که مردم فصول را تعيين کردند کهن است.
نور، روز و روشنايي خورشيد، نشانه هايي از آفريدگار بود در حالي که شب، تاريکي و سرما نشانه هايي از اهريمن. مشاهده تغييرات مداوم شب و روز مردم را به اين باور رسانده بود که شب و روز يا روشنايي و تاريکي در يک جنگ هميشگي به سر مي برند. روزهاي بلندتر روزهاي پيروزي روشنايي بود درحالي که روزهاي کوتاه تر نشانه اي از غلبه تاريکي.
براي در امان بودن از خطر اهريمن، در اين شب همه دور هم جمع مي شدند و با برافروختن آتش از خورشيد طلب برکت مي کردند.

از منابع رومي مي دانيم که پيران و پاکان به تپه اي رفته، با لباس نو و مراسمي از آسمان مي خواستند که آن «رهبر بزرگ» را براي رستگاري آدميان گسيل دارد و باور داشتند که نشانه زايش آن ناجي، ستاره ايست که بالاي کوهي – به نام کوه فيروزي- که داراي درخت بسيار زيبايي بوده است، پديدار خواهد شد و موبد بزرگ براي اين موضوع دعايي مي خوانده که قسمتي از آن هنوز در کتاب بهمن يشت بر جاي مانده و اين گونه است: آن شب که سرورم زايد/ نشانه اي از ملک آيد/ ستاره از آسمان ببارد/هم آنگونه که رهبرم در آيد/ستاره اش نشان نمايد.

جالب اين است که يلدا کلمه ايست سرياني به معناي تولد و به گفته ابوريحان آن را شب زادن ترجمه کرده اند. آيين شب يلدا يا شب چله، خوردن آجيل مخصوص، هندوانه، انار و شيريني و ميوه هاي گوناگون است که همه جنبه نمادي دارند و نشانه برکت، تندرستي، فراواني و شادکامي هستند. در اين شب هم مثل جشن تيرگان، فال گرفتن از کتاب حافظ مرسوم است. حاضران با انتخاب و شکستن گردو از روي پوکي و يا پري آن، آينده گويي مي کنند.

|+| نوشته شده توسط شهرام در شنبه سی ام آذر 1387 و ساعت 21:11 | 
فال شب یلدا

 

 

دیشب به‌سیل اشک ره خواب می زدم/نقشی به‌ یاد خط تو بر آب می زدم

چشمم به‌روی ساقی و گوشم به‌قول چنگ/فالی به چشم و گوش درین باب می زدم

ساقی به صوت این غزلم کاسه می گرفت/می گفتم این سرود و می ناب می زدم

خوش بود وقت حافظ و فالِ مراد و کام/بر نام عمر و دولتِ احباب می زدم

 

 

مشهور است که امروز در خانه هر ایرانی یک دیوان حافظ یافت می‌شود. ایرانیان طبق رسوم قدیمی خود در روزهای عید ملی نظیر نوروز بر سر سفره هفت سین و یا شب یلدا، با کتاب حافظ فال می‌گیرند. برای این کار، یک نفر از بزرگان خانواده یا کسی که بتواند شعر را به خوبی بخواند یا کسی که دیگران معتقدند به اصطلاح خوب فال می‌گیرد ابتدا نیت می‌کند، یعنی در دل آرزویی می‌کند. سپس به طور تصادفی صفحه‌ای را از کتاب حافظ می‌گشاید و با صدای بلند شروع به خواندن می‌کند. کسانی که ایمان مذهبی داشته باشند هنگام فال گرفتن فاتحه ای می‌خوانند و سپس کتاب حافظ را می‌بوسند، آنگاه با ذکر اورادی آن را می‌گشایند و فال خود را می‌خوانند. برخی حافظ را لسان غیب می گویند یعنی کسی که از غیب سخن می گوید و بر اساس بیتی از شعر حافظ او معتقد است که کسی زبان غیب نیست: ز سر غیب کس آگاه نیست قصه مخوان/کدام محرم دل ره در این حرم دارد

 

 

یکی از صنایع شعری ایهام است بدین معنی که از یک کلمه معانی متفاوتی برداشت می شود. ایهام در اشعار حافظ بصورت گسترده مورد استفاده قرار گرفته است. همچنین از مهم‌ترین خصوصیات شعر حافظ این است که غزلیات او گستردگی مطالب ذکر شده در یک غزل می باشد به گونه ای که در یک غزل از موضوع های فراوانی حرف می زند. هر بیت شعر حافظ نیز بطور مستقل قابل تفسیر است. این خصوصیات شعر حافظ باعث شده که هر کس با هر نیتی دیوان حافظ را بگشاید و غزلی از آن بخواند در مورد نیت خود کلمه یا جمله ای در آن غزل می یابد و درمى يابد که حافظ نیت او را خوانده و به وی جواب داده است.

 

 

 

و اما فال امشب که به نیت شما زدم .

 

 

 

خوش است خلوت اگر یار یار من باشد/ نه من بسوزم و او شمع انجمن باشد

من آن نگین سلیمان به هیچ نستانم/ که گاه گاه بر او دست اهرمن باشد

روا مدار خدایا که در حریم وصال/ رقیب محرم و حرمان نصیب من باشد

همای گو مفکن سایه شرف هرگز/ در آن دیار که طوطی کم از زغن باشد

بیان شوق چه حاجت که سوز آتش دل/ توان شناخت ز سوزی که در سخن باشد

هوای کوی تو از سر نمی‌رود آری/ غریب را دل سرگشته با وطن باشد

به سان سوسن اگر ده زبان شود حافظ/ چو غنچه پیش تواش مهر بر دهن باشد

|+| نوشته شده توسط شهرام در شنبه سی ام آذر 1387 و ساعت 21:2 | 
سخن امروز :

 بلندترين شب سال، طولانى ترين شامگاهيست كه از بودن با هم لذت مى بريم. يلدا بهانه ايست بارانى و زودگذر! يلدا مبارك!

 
|+| نوشته شده توسط شهرام در شنبه سی ام آذر 1387 و ساعت 20:56 | 
دچار نباید بود

 

می گوید عاشق یکی شده که نه چنین است و چنان است و نه عطرش فلان و کفشش

بهمان . معمولی است . موقع رفتن به تریا لوس نمی شود و این روزها مانتو آبی آسمانی می

پوشد . مثل خودم تلخ می خورد ، گرم می خورد و........ می گوید ، پشت رل که می نشیند

خوب رانندگی می کند و به هر پیچ که می رسد مثل پسرها ادای چپ کردن در می آورد ، و

می خندد ......... می گوید عاشق یکی شده که دلش می خواهد برای تولد زمستانی اش هر

چه هدیه است از همه چیز و هیچ چیز کود کند و یک جشن بیست و چند سالگی حسابی

برایش بگیرد .... می گوید ، در تریای زیرزمینی که دود از ارتفاع یک متری بالا می زند و نورش

مثل اتاق خواب نرم و روشن و دلچسب است ، به چشم هایم خیره شده و موقع خندیدن

سرش را پایین آورده ...... این یعنی دوستم دارد ، نه ؟ ........ جوابی ندارم ........ می گوید :

هیچ روزی از هم جدا نیستند . هیچ روز که هیچ ، حتی شبها هم تا صبح یا مسیج پل ارتباط

است یا با هم تلفنی صحبت می کنند و دخترک به او گفته وقتی صدایت پچ پچ وار می شود،

قشنگ تر است ......... طوری از او حرف می زند که انگار مادر فلک بعد از هزار سال همین یک

فرزند را زاییده . می گوید : وقتی شبها پشت تلفن خوابش می برد ، ساعتها گوشی را بین

گردن و شانه اش می گیرد و نبض او را می شمارد ......... می گوید عشق زیادی جان به

سرش کرده و دلش می خواهد تا صبح به ستاره ها چشم بدوزد و بوی خاک خیابان خوابش

کند . دستم را روی سینه اش می گذارد و اصرار دارد تا نبضش را بشنوم .......

سه ماهی می شود که از دوست عاشقم بی خبرم . دوباره همدیگر را می بینیم ، اتفاقی :

حالت کسی را دارد که به بازار آمده تا خرید کند اما پول ندارد . همانطور متحیر و گیج و مریض و

سرگردان . دستم را روی شانه اش می گذارم و از نگاهش تکان می خورم . نفته می توانم از

مردمک خاکستری چشمانش بفهمم باختن برگ های برنده در عاشق شدن و دوست داشتن

را ، و به این فکر می کنم که شاید سهراب از اوضاع این روزها خبر نداشت وقتی می نوشت :

(( دچار باید بود ))

|+| نوشته شده توسط شهرام در جمعه بیست و نهم آذر 1387 و ساعت 12:36 | 
چند جمله زیبا

 

 

 

زبان باید عضو سنگینی باشد چون فقط عده کمی قادر به نگاه داشتن آن هستند .

بخشش یعنی این که یک زندانی را آزاد کنی و بعد بفهمی زندانی در واقع خود تو بوده ای.

به یاد داشته باش لاک پشت تنها زمانی حرکت می کند که سرش را از لاک

خارج کرده باشد .

تاسف عقب را می نگرد ، نگرانی دور و اطراف را نگاه می کند و ایمان

چشم به آسمان دارد .

بهترین راه برای تلافی کردن ، فراموش کردن است .

 

|+| نوشته شده توسط شهرام در پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1387 و ساعت 23:16 | 
سخن روز

سخن امروز : در زندگى شما هيچ

 

كمبودى وجود ندارد، چه گونه در يك جهان

 

كامل و بدون عيب و نقص، كمبود وجود

 

داشته باشد!!

|+| نوشته شده توسط شهرام در دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387 و ساعت 21:25 | 
"مشاغل تعدادی از بازيكنان فوتبال ايران"

 

برای دیدن مشاغل بعضی از بازیکنان فوتبال بر

روی ادامه مطلب کلیک کنید


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط شهرام در دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387 و ساعت 21:18 | 
..::فال روزانه::..

..::فال روزانه::..

شنبه بيست و پنجم

 آذر ماه

1387

برای دیدن فال خود بر روی ادامه مطلب کلیک کنید


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط شهرام در دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387 و ساعت 20:50 | 
"ده جمله ى كليدى براى جذب خانم ها"

 

 

"روز خوبی داشتی؟"

هنگامیكه از همسر خود در مورد چگونگی گذراندن روزش پرسش می كنید، برداشت او این خواهدبود كه

شما انسان با فكری هستید و مشتاقید بدانید وی ساعات كاری خود را چگونه سپری كرده است. اما یك

هشدار: این سؤال به همسر شما مجوز آن را خواهد داد كه چند ساعتی در مورد كوچك ترین اتفاقاتی كه

برایش افتاده صحبت نماید. پس برای مدت زمانی طولانی آماده نشستن و شنیدن داستان های او شوید.

زن ها به آنچه كه در فكر شما میگذرد، توجه زیادی دارند. پرسش در مورد چگونگی روز او نشان می دهد

كه شما پذیرا، مشتاق و علاقمند به گوش دادن حرف های همسرتان هستید. با این عمل به او فرصتی

می دهید تا خودش را خالی نموده و شما را به عنوان همراز و محرم اسرار خود در نظر بگیرد. اگر چه

ممكن است بیش از زمانی كه انتظار دارید مجبور به شنیدن صحبت هایش شوید، اما وقتی تمام شد، او

شروع به صحبت در مورد شما خواهد كرد.

 برای خواندن دنباله مطلب بر روی ادامه مطلب کلیک کنید


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط شهرام در دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387 و ساعت 20:27 | 
.1، 2 ، 3 ، حرکت

 

هیچ وقت به یک مورچه نگاه کردی ؟ هر چی بذاری جلویش و سد راهش

بشوی ، از حرکت باز نمی ایستد و باز هم یک راه جدیدی پیدا می کند .

مورچه خستگی ناپذیر است . آیا تا بحال به بچه که تازه می خواهد راه رفتن

یاد بگیرد ، نگاه کرده ای ؟ هر چند دفعه هم که بیفتد ، باز هم بلند

شده و با پشتکار به کارش ادامه می دهد . چقدر خوبه که ما هم مانند

مورچه ها به هیچ مانعی توجه نکنیم و با کوچکترین مسِِِأله ای از حرکت باز

نایستیم . به هدفمان ایمان داشته باشیم و مثل بچه ها فکر کنیم که تمام

هدف ما ، موفق شدن در این کار است و اگر براثر اشتباه یا لغزشی در

زندگی ، زمین خوردیم ، خستگی ناپذیر بلند شده و به زندگی خود ادامه

بدهیم . با این کار مطمين باشید که موفقیت در انتظار شما خواهد بود  و

هرگز این سه اصل طلایی را فراموش نکنید :

ایمان ، امید ، حرکت
|+| نوشته شده توسط شهرام در شنبه بیست و سوم آذر 1387 و ساعت 21:25 | 
آرزو ی خوب برای شما

 

 

اول از همه برایت آرزو می کنم که عاشق شوی،

و اگر هستی کسی هم به تو عشق بورزد ،

و اگر اینگونه نیست، تنهاییت کوتاه باشد ،

و پس از تنهایی ات نفرت از کسی نیابی.

آرزومندم که این گونه پیش نیاید........

اما اگر پیش آمد، بدانی چگونه بدور از ناامیدی زندگی کنی .

برایت همچنان آرزو دارم دوستانی داشته باشی ،

از جمله دوستان بد و ناپایدار...........

برخی نادوست و برخی دوستدار .............

که دست کم یکی در میان شان بی تردید مورد اعتمادت باشد .

وچون زندگی بدین گونه است،

برایت آرزومندم که دشمن نیز داشته باشی .......

نه کم و نه زیاد ......... درست به اندازه ،

تا گاه باورهایت را مورد پرسش قرار دهند ،

که دست کم یکی از آنها اعتراضش به حق باشد .......

تا که زیاده به خود غره نشوی .

و نیز آرزومندم مفید فایده باشی ، نه خیلی غیر ضروری .......

تا در لحظات سخت ،

وقتی دگر چیزی باقی نمانده است ،

همین مفید بودن کافی باشد تا تو را سر پا نگاه دارد

نه با کسانی که اشتباهات کوچک می کنند........

چون این کار ساده ای است ،

بلکه با کسانی که اشتباهات بزرگ و جبران ناپذیر می کنند ............

وبا کاربرد درست صبوری ات برای دیگران نمونه شوی.

و امیدوارم اگر جوان هستی ،

خیلی به تعجیل ، رسیده نشوی ........

و اگر رسیده ای به جوان نمایی اصرار نورزی،

و اگر پیری، تسلیم ناامیدی نشوی........

چرا که هرسنی خوشی و ناخوشی خودش را دارد و لازم است بگذاریم در ما جریان یابد.

امیدورارم گربه ای را نوازش کنی ، به پرنده ای دانه بدهی

 و به آواز یک سهره گوش کنی، و قتی که آوای سحرگاهی اش را سر می دهد..........

چرا که به این طریق احساس زیبایی خواهی یافت .........

به رایگان........

امیدوارم که دانه ای هم بر خاک بفشانی........

هر چند خرد بوده باشد......                                

و با روییدنش همراه شوی ،

تا دریابی چقدر زندگی در یک درخت وجود دارد .

به علاوه امیدوارم پول داشته باشی ، زیرا در عمل به آن نیازمندی ........

و سالی یک بار پولت را جلو رویت بگذاری و بگویی:

این مال من است ،

فقط برای این که روشن کنی کدامتان ارباب دیگری است !

و در پایان ، اگر مرد باشی ، آرزومندم زن خوبی داشته باشی......

و اگر زنی ، شوهر خوبی داشته باشی،

که اگر فردا خسته باشی ، یا پس فردا شادمان ،

باز هم از عشق، حرف برانی تا از نو آغاز کنی .........

اگر همه این ها که گفتم برایت فراهم شد ،

دیگر چیزی ندارم برایت آرزو کنم

 

ویکتور هوگو

|+| نوشته شده توسط شهرام در یکشنبه هفدهم آذر 1387 و ساعت 22:39 | 
موفقیت قیمت دارد

 

موفقیت لباسی نیست که تنها برازنده اندام دیگران باشد ، گیاهی نیست که توی سرزمین های مخصوص بروید ، بارانی نیست که در فصل بهار ببارد ، ما هر کسی که باشیم و در هر کجا و با هر شرایطی که زندگی کنیم می توانیم موفق باشیم و به خواسته های ارزشمند خود دست یابیم .

فقط باید بدانیم که موفقیت رایگان بدست نمی آید . قیمت دارد . قیمت آن هم کوشش فراوان است . چرا که انسان گل سرسبد مخلوقات است و از آنچنان استعدادی برخوردار است که برای حرکتش از نقص به سوی کمال نهایتی نمی توان قایل شد.

انسانهایی که باور دارند موفق اند ، قطعا موفق می شوند . برای همه انسانهای مشتاق و آرزومند نویدی تازه است و آن این که اگر در گذشته موفقیت های کمی را کسب کرده ایم ، قطعا به این دلیل بوده است که زندگی خود را بر مبنای خواسته های ضعیف بنا نهاده بودیم . همین امروز عنان زندگی خود را به دست گیریم و با توکل به خداوند به خواسته های منطقی خود تکیه کنیم .شیرینی ، لطافت ، صداقت و پاکی را به اهداف بزرگ خود راه دهیم .

|+| نوشته شده توسط شهرام در یکشنبه هفدهم آذر 1387 و ساعت 21:4 | 
صد گلبرگ شوق 2

دورترین فاصله ها با عشق تبدیل به نزدیکترین فاصله ها می شود .

 با ارزش ترین تجربه های زندگی ، شکست هایی است که خورده اید .

شیرین ترین لحظه زندگی آن است که خود را خوشبخت احساس کنی .

بزرگترین هدیه خداوند به بنده اش نهادن صداقت و درستی در ذات اوست .

بهترین لحظات زندگی ، لحظاتی است که در آن لحظات چیز تازه ای یاد گرفته ای .

|+| نوشته شده توسط شهرام در سه شنبه دوازدهم آذر 1387 و ساعت 20:58 | 
صد گلبرگ شوق 1

 

 

هر اتفاقی که در زندگی ما رخ می دهد ، بخشی غیر قابل انکار از زندگی ماست . یک سرما

خوردگی کوچک که باعث به بستر رفتن  رفتن چند روزه ما می شود ، با همه ویروسهایی که

ما را دچار تب و سردرد می کنند هم بخشی از زندگی ماست . باید بخش بخش زندگی خود را

بپذیریم ، دوست داشته باشیم و از آنها دفاع کنیم . باید مسوولیت بخش های مختلف زندگی

خود را بپذیریم وآنها را انکار نکنیم . اگر قرار است کسی عاشق ما شود باید عاشق تمام

زندگی ما شود و عشق او نباید فقط محدود به بخش های زیبا و دوست داشتنی زندگی ما

باشد . عشق واقعی یعنی پذیرفتن تمام بخش های زندگی همراهان و همدم های خودمان .

هم روز های خوب و زیبا و هم روزهای سخت و خشن و آزار دهنده . عشق واقعی یعنی

پذیرفتن محبوب در هر لحظه به همان شکلی که هست و همراه او بودن در تمام لحظات

زندگی .

|+| نوشته شده توسط شهرام در سه شنبه دوازدهم آذر 1387 و ساعت 20:56 | 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar
JavaScript Codes JavaScript Codes
set as your home page

JavaScript Codes JavaScript Codes JavaScript Codes

Top Java Script in کدهای جاوا اسکریپت example:
New Page 2

This free script provided by webloger site

کدهای خفن جاوا اسکریپت

نيازمنديها و آگهي رايگان درجه1